آناتومی چشم

کره چشم توسط محفظه استخوانی متشکل از استخوان‌های جمجمه و فک بالا محافظت شده و به وسیله عضلات چشم (۶ عضله) در این محفظه ثابت می­شود. عضلات چشم، به ما این امکان را می‌دهند  تا با ایجاد حرکات هماهنگ بتوانیم اجسام را تعقیب و بدون تکان دادن سر، محیط دید را افزایش دهیم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در پنجشنبه سی ام آذر 1391 ساعت 10:50 | لینک ثابت |

مغز انسان حدود ۱۵۰۰ گرم وزن داشته که کلاً داخل جمجمه قرار دارد.

آناتومی مغز


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در پنجشنبه سی ام آذر 1391 ساعت 10:31 | لینک ثابت |

قرآن و زندگی در کرات دیگر
از نشانه های خدا آفرینش آسمانها و زمین و جنبندگانی است که در آن پراکنده ساخته و او توانایی دارد هر گاه بخواهد همه را جمع کند...
 
  در آیه 29 سوره شوری آمده است: " وَ مِنْ ءَایَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَثَّ فِیهِمَا مِن دَابَّةٍ وَ هُوَ عَلىَ‏ جَمْعِهِمْ إِذَا یَشَاءُ قَدِیر؛ از نشانه های خدا آفرینش آسمانها و زمین و جنبندگانی است که در آن پراکنده ساخته و او توانایی دارد هر گاه بخواهد همه را جمع کند ". 

آیا حیات و زندگی مخصوص کره زمین است و کرات دیگر مطلقا مسکونی نیست؟ دانشمندان پیشین همواره این مساله را با تردید یا نظری منفی دنبال می‌کردند ولی تحقیقات اخیر دانشمندان به ما می گوید حیات و زندگی مخصوص کره زمین نیست. 
در کتاب «حیات در جهان» از انتشارات مجله «لایف» چنین می خوانیم: «بطوری که دانشمندان حساب کرده اند تنها در کهکشان ما ممکن است میلیونها ستاره وجود داشته باشد که سیارات تابع آنها مسکونی باشند». 

بعضی قدم را از این فراتر نهاده و عقیده دارند در بعضی ازکرات آسمانی موجودات زنده بسیار پیشرفته تر از انسان وجود دارند و پیامهای رادیویی که از فضا پخش می‌کنند و ما هرگز قادر به مثل آن نیستیم برای گیرنده های ما کاملا قابل درک است هرچند زبان آنرا نمی‌دانیم و نمی‌فهمیم. 

به هر حال آیه فوق که با صراحت می‌گوید: خداوند موجودات زنده ای را در زمین و آسمانها منتشر ساخته است به خوبی از زندگی موجودات دیگر خبر می‌دهد و این که تصور کنیم منظور از موجودات زنده آسمانها فرشتگان است کاملا اشتباه می‌باشد چرا که واژه «دابة» (جنبنده) تنها به معنی موجودات جسمانی است و بر فرشتگان اطلاق نمی شود و لذا قرآن مجید آنجا که می‌خواهد از فرشتگان نام ببرد بعد از ذکر «دابة» جداگانه از ملائکه سخن می گوید چنانکه در آیه 49 سوره نحل می‌خوانیم: " وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ مِن دَابَّةٍ وَ الْمَلَئکَةُ وَ هُمْ لَا یَسْتَکْبرُِون؛‏ و برای خدا سجده می‌کند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است و هرگز تکبر نمی‌کنند ". 

به طوری که می‌بینیم «ملائکه» در مقابل «دابة» قرار گرفته و دلیل بر این است که «دابة» در آیه مورد بحث فرشتگان را شامل نمی‌شود. 
جالب اینکه «فخررازی» در تفسیر آیه مورد بحث می‌گوید بعید نیست گفته شود که خداوند در آسمانها انواعی از موجودات زنده آفریده است که راه می‌روند همانند انسانها بر روی زمین. 

در حدیث جالب از امیر مومنان علی (ع) می‌خوانیم: هذه النجوم التی فی السماء مدائن مثل المدائن التی فی الارض مربوطة کل مدینة الی عمود من نور: این ستارگانی که در آسمان است شهرهائی است همچون شهرهای زمین، و هر شهری باشهر دیگر (هر ستاره ای با ستاره دیگر) با ستونی از نور مرتبط است.

پیداست این معلومات، از همان منبعی می‌جوشد که قرآن مجید جوشیده است و گرنه در آن عصر و زمان، هیچ کس آگاهی بر این مسائل نداشت.

نوشته شده توسط در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 11:23 | لینک ثابت |

نقش قرآن در زندگي بشري در ابعاد مختلف فردي، اجتماعي و حتي بين المللي، قابل دقت و بررسي است كه به طور مختصر به بعضي از آنها اشاره مي شود:
يكم. انسان نيازمند ارتباط مستقيم با آفريننده و هستي بخش خود است. اين ارتباط اگر چه از طريق مناجات و رازگويي دروني و قلبي انجام مي گيرد؛ اما دسترسي به كلمات خود خداوند، بسيار لذت بخش و اطمينان آور است. چنان كه اقبال لاهوري گفته است: «اگر مي خواهي خدا با تو سخن بگويد، قرآن بخوان».
اين ويژگي به طور كامل، تنها براي قرآن مجيد باقي مانده است و هيچ كتاب آسماني ديگر، چنين جايگاهي ندارد.
دوم. انسان در تكاپو و جست و جوي آگاهي هاي صحيح و معارف بلند و پرمعنا است. البته با استفاده از تجربيات بشري و تلاش هاي علمي، به بسياري از آگاهي ها مي توان دست يافت؛ اما براي اطمينان به درستي يافته هاي خود و آگاهي به آنچه براي او دست نايافتني است، نياز به يك منبع اصيل و غني بسيار محسوس است؛ چنان كه از زبان امام راحل(ره) گفته شده است: «اگر قرآن نبود، درهاي معرفت بر ما بسته بود».
قرآن مجيد در اين باره جايگاه ممتازي دارد. تعريفي كه قرآن از انسان دارد «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»؛ بقره (2)، آيه 30. و تعريفي كه قرآن از خداوند ارائه كرده است: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ»؛ شوري (43)، آيه 11.، همراه با بيان صفات جمال و جلال و تعريفي كه از نظام هستي و حيات و شعور همگاني موجودات ارائه داده «وَ إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ»؛ رعد (13)، آيه 13. و بياني كه از پيوستگي و هماهنگي منظم همه كرات و افلاك و زمين و آسمان دارد «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها...»؛ شمس (91)، آيه 4 - 1.
و... نيازمندي همه جامعه بشري و پويندگان راه حق و حقيقت را به اين كتاب آسماني ضروري و آشكار ساخته است؛ زيرا بعضي از دانش ها به جز از طريق قرآن، براي بشر دست يافتني نيست: «وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ»؛ بقره (2)، آيه 151.
؛ «و آنچه را نمي دانستيد به شما ياد مي دهد...».
از جمله آگاهي هايي كه جز از طريق قرآن راهي براي دريافت آن نيست، آگاهي درباره جهان پس از مرگ و جزئيات جهان آخرت است؛ زيرا هيچ كدام از افراد بشر، تجربه تكرار و رفت و آمد آن را ندارند و درك بشري، هيچ گونه سابقه ذهني از آن ندارد. در حالي كه در سوره «واقعه»، «صافات»، «مرسلات» و... صحنه قيامت به تصوير كشيده شده است.
سوم. نقش برجسته ديگر قرآن اين است كه از سابقه تاريخ بشر، خبرهاي درست و مطابق واقع را نقل كرده و سرگذشت پيامبران و محتواي پيام آنان را - بدون هرگونه تحريف و دسيسه بشري به انسان ها رسانده است. ازاين رو قرآن حتي بر پيروان تورات و انجيل، منّت شايان توجهي دارد كه چهره پيامبران بني اسرائيل را به درستي معرفي كرده و حضرت موسي، عيسي، زكريا و... را آن گونه كه بوده اند - به دور از هر گونه تهمت و توهيني شناسانده و دست تحريف گران و دسيسه گران را نقش بر آب ساخته است. قرآن مجيد در اين باره مي فرمايد: «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَي ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ»؛ مائده (5)، آيه 116.؛ «اي عيسي پسر مريم! آيا تو گفتي به مردم كه من و مادرم را همچون دو خدا به جاي خداوند بپرستيد؟! گفت: منزهي تو! مرا نشايد كه چيزي را كه حق نيست بگويم».
چهارم. نقش برجسته ديگر قرآن براي جامعه بشري، اين است كه ظرفيت جهان شمولي دارد و پيام هاي آن براي تمام مصلحان جهان و حافظان حقوق بشر، قابل اعتنا و كاربردي است. تكيه بر نقاط مشترك پيروان اديان آسماني و پايبندي به اصول انساني (مانند عدالت گستري، امانت داري و...)، تلاش براي ريشه كني هرگونه ناهنجاري، ناپاكي و اختلاف و مخالفت با حق و درستي و... همگي شاخص هايي است كه ظرفيت جهان شمولي قرآن را به نمايش گذاشته است. آيات نوراني قرآن، تمامي اصلاحگران و حق گرايان را به سوي محور وحدت و پاكي، به دور از هر گونه تعصب و خودخواهي، دعوت كرده است: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلي كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ»؛ آل عمران (3)، آيه 64.؛ «بگو: اي اهل كتاب! بياييد بر سر سخني كه ميان ما و شما يكسان است، بايستيم كه: جز خدا را نپرستيم و چيزي را شريك او نگردانيم و برخي از ما بعضي ديگر را به جاي خدا به پروردگاري نگيرد»
بي ترديد گستردگي دانش بشر، تحولات شايان توجهي داشته و شكوفا سازي طبيعت و سلطه بر آن، به دست قدرت علمي و اطلاعاتي انسان و تجربه هاي بشري، تا حدود زيادي تأمين شده است. قرآن خود اين تحول آفريني را در گستره ظرفيت هاي انسان دانسته است: «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها»؛ هود (11)، آيه 61.؛ «خداوند شما را در زمين ايجاب كرد و وظيفه شكوفايي و آباداني و استخراج ظرفيت هاي زمين را به شما واگذار كرد».
رسالت دين و قرآن، «شكوفايي متوازن، متعادل و هماهنگ انسان» است. بر اين اساس بايد انسان را شناخت و آغاز و انجام او را دانست. بايد جايگاه انسان را در كل هستي به درستي تعريف كرد و رابطه او با خدا، خود، جامعه و طبيعت را تنظيم نمود.
رسالت علم ساخت جهان و رسالت قرآن، رشد ايمان و جهت دهي به حركت انسان است و با توجه به اسارت علم در دست برخي از انسان هاي آلوده به قدرت و ثروت و فزون خواه، ضرورت پايبندي به كتاب آسماني به دور از تحريف و يك مكتب الهي آشكار شده است.

براي آگاهي بيشتر ر.ك:
الف. محمدحسين طباطبايي، قرآن در اسلام، (دارالكتب الاسلاميه، 1372)؛
ب. عبدالله جوادي آملي، قرآن در قرآن، (مركز نشر اسراء، بهار 1378)؛
ج. عبدالله جوادي آملي، انتظار بشر از دين، (مركز نشر اسراء، 1380)؛
د. محمدتقي مدرسي، مباحثي پيرامون معارف قرآن كريم، (انتشارات محبان الحسين عليه السلام، 1379)؛
ه. محمد غزالي، نقش قرآن در جهان معاصر، انتشارات هه ژار سنندج، 1380)..

نوشته شده توسط در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 11:22 | لینک ثابت |

دیده بان حقوق حیوانات: کوچ پرندگان به تالابهای چهارمحال بختیاری که دارای اقلیم و طبیعت منحصر به فردی هستند، راز جذابیت این تالابهاست.

به گزارش خبرنگار مهر، با شروع پاییز و درست زمانی که هوا کمی روبه سردی می گذارد، بسیاری از دوستداران طبیعت و علاقمندان پرندگان کوله بار خود را می بندند و با سفر به سواحل شمالی یا جنوبی کشور یا با رفتن به یکی از ۲۵۲ تالاب ایران به نظاره مهاجرت پرندگان می نشینند.

در این بین کسانی که اطلاعات گسترده تری درباره پرندگان دارند می دانند که گونه های مختلفی از پرندگان هم وجود دارند که بسیار کم نظیر هستند و در زیستگاههای ویژه ای در ایران زندگی می کنند و برای تماشای آنها اختصاصاً باید به تالابهای خاصی سفر کرد که تالابهای بی نظیر استان چهار محال و بختیاری از این دست هستند.

افشین زارعی، فعال محیط زیست در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: منطقه چهار محال و بختیاری با در اختیار داشتن طبیعت زیبا و بکر، در فصول بهار، زمستان و تابستان، پذیرای پرندگان مهاجر بوده و بخش های عمده ای از رشته کوههای زاگرس در این استان واقع شده است که عاملی مهم در تنوع اقلیمی و به تبع آن تنوع زیستی کم نظیر این استان محسوب می شود.

به گفته وی، در سطح استان چهار محال و بختیاری تالاب ها و آبگیر های متعددی وجود دارد که هریک میزبان تعداد زیادی از پرندگان می باشند که در این بین دو تالاب گندمان و چغاخور از مهمترین مناطق برای پرندگان مهاجر و زمستان گذران ایران محسوب می شود همچنین این دو تالاب جزیی از ۱۰۵ منطقه مهم پرندگان (IBA) معرفی شده برای ایران هستند.

زارعی اظهار داشت: در کنار این دو منطقه پر اهمیت تالاب سولقان نیز نقش مهمی در حفظ و بقای برخی از پرندگان زادآور و مهاجر بر عهده دارد در ادامه توضیح مختصری از سه تالاب فوق الذکر به همراه پرندگان شاخص¬شان آمده است.

وی افزود: پرندگانی که در تالاب گندمان و اطراف آن می توان مشاهده کرد کشیم کوچک، حواصیل ارغوانی، بوتیمار کوچک، سنقر تالابی، سنقر گندم زار، اردک سرسبز، خوتکا ابرو سفید، آبچلیک پا سرخ کبک، چارخو (چنگر نوک سرخ)، پرستو (بادخورک معمولی)، زنبور خوار، چکاوک گندمزار، پیپت نوک دراز، سنگ چشم خاکستری کوچک هستند.

زارعی یادآور شد: سارگپه پابلند، چکاوک آسمانی، زردپره سرسیاه، کشیم بزرگ، کشیم گردن سیاه، دارقاز (باکلان بزرگ)، حاجی لک لک، کفچه نوک، عقاب ماهیگیر، حواصیل خاکستری، پاشلک، کاکایی سرسیاه، پرستو دریایی تیره، سلیم طوقی کوچک، اردک ارده ای پرندگانی که در تالاب چغاخور و اطراف آن می توان مشاهده کرد هستند.

به گفته این فعال محیط زیست، تالاب سولقان با احداث سد سولقان که با هدف تأمین آب مورد نیاز کشاورزی احداث شد، این تالاب به یک دریاچه دائمی تبدیل شد و در حال حاضر در کل سال میزبان طیف متنوعی از انواع پرندگان آبزی و کنارآبزی است کشیم گردن سیاه، خوتکا، اردک نوک پهن، اردک تاجدار، اردک سرحنایی، اردک بلوطی، دلیجه، خروس کولی دم سفید، گیلانشاه دم سیاه، آبچلیک دودی، پرستوی شکم سفید، سنگ چشم دم سرخ پرندگانی هستند که در تالاب سولقان و اطراف آن می توان مشاهده کرد.

وی در ادامه گفت: پرندگانی که در پارک ملی و منطقه حفاظت شده تنگ صیاد مشاهده می شود شامل عقاب طلایی، سارگپه معمولی، کبک، تیهو، طرقه چکاوک، سینه سرخ ایرانی، چکچک پشت سفید، زردپره مزرعه، سار، کلاغ کوهی نوک سرخ، گنجشک سینه سیاه، چلچله کوهی، چکاوک شاخدار، دم سرخ معمولی، طرقه بنفش هستند.

به گفته زارعی، پرندگانی که در منطقه حفاظت شده سبزکوه می توان مشاهده کرد سارگپه پا بلند، دلیجه معمولی، کبک دری، کبوتر جنگلی، مرغ حق، شبگرد معمولی، سنگ چشم دم سرخ، سنگ چشم سر حنایی، مگس گیر خالدار، چرخ ریسک بزرگ، کمرکولی کوچک، جی جاق، کلاغ کوهی نوک سرخ، چکچک کوهی، پری شاهرخ، زیرآبروک، زردپره مزرعه هستند.

وی سنگ چشم سر حنایی، زیرآبروک، چکچک کوهی، طرقه آبی، سسک بیدی سبز، پری شاهرخ، جی جاق، مگس گیر خالدار، کوکو، دلیجه معمولی، زنبورخوار، دارکوب سر سرخ، سسک گلوسفید پرندگانی که در منطقه حفاظت شده هلن می توان مشاهده کرد معرفی کرد.

به گفته این فعال محیط زیست پرندگانی که در منطقه حفاظت شده قیصری می توان مشاهده کرد فاخته (کبوتر جنگلی)، دارکوب سوری (دارکوب باغی)، سنگ چشم خاکستری کوچک، چرخ ریسک بزرگ، چکچک دشتی، مگس گیر راه هستند.

زارعی گفت: پرندگانی که در منطقه حفاظت شده شیدا می توان مشاهده کرد عقاب طلایی دلیجه معمولی، کاکایی ارمنی، سینه سرخ ایرانی، چکچک پشت سفید، سسک درختی زیتونی، سسک دم پهن، کلاغ کوهی نوک سرخ، سار معمولی، گنجشک خاکی، سهره معمولی چکچک دمگاه سرخ هستند.

به گفته وی، در سال ۱۳۸۷ از سوی سازمان حفاظت محیط زیست کبک دری به عنوان نماد جانوری استان چهار محال بختیاری معرفی شد.

نوشته شده توسط در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 11:5 | لینک ثابت |

مقدمه

قارچها موجوداتی هتروتروف بوده، فاقد ریشه ، ساقه و برگ هستند و در یکی از پنج سلسله موجودات زنده قرار داده شده‌اند. این موجودات به علت فقدانکلروفیل (سبزینه) قادر به سنتز مواد آلی نیستند و در نتیجه ناگزیرند به صورت ساپروفیت بر روی مواد آلی مرده گیاهی و جانوری و یا به صورت انگل بر روی یاخته‌های زنده و یا داخل آنها زیست کنند. نوع دیگر زندگی همزیستی قارچها با دیگر موجودات است که در میکوریزا و گلسنگها دیده می‌شود. 



تصویر

ساختار قارچ

ساختار اغلب قارچها از رشته‌ها و یا ریسه‌های نخی شکل به نام هیف تشکیل شده است. در قارچهای پست ، ریسه‌ها یا هیفها فاقد دیواره عرضی هستند. انشعابات هیفها یا ریسه‌ها شبکه‌ای به نام میسیلیومرا بوجود می‌آورند. شبکه میسیلیوم را می‌توان به صورت کپک بر روی مواد آلی مختلف مشاهده کرد. آنزیمهایی که توسط قارچهای مختلف بوجود می‌آیند می‌توانند انواع مواد آلی را تجزیه کرده و به مواد ساده‌تری مبدل کنند. قارچها از لحاظ ساختار یاخته‌ای جزء یوکاریوتها هستند در اطراف هسته و دیگر اجزای یاخته‌ غشای دو لایه وجود دارد. در اطراف یاخته ، دیواره یاخته‌ای حاوی کیتین قرار می‌گیرند. 

تولید مثل در قارچها

اکثر قارچها به دو طریق جنسی و غیر جنسی تکثیر می‌یابند. در قارچهای تک یاخته‌ای ، تولید مثل غیر جنسی به روش تقسیم دوتایی و جوانه زدن انجام می‌گیرد و قارچهای پر یاخته‌ای غیر از قطعه قطعه شدن ریسه یا هیف ، انواع هاگهایی از قبیل اسپورانژیوسپور (زئوسپور و آپلانسپور) گویند یا ، جنسی حاصل می‌شود. این نوع تولید مثل در قارچها به پنج روش صورت می‌گیرد.

روش ترکیب گامتهای متحرک ویژه قارچهای پست است. قارچهای پست ، یا خود تک یاخته‌ای و متحرک‌اند و یا یاخته‌های متحرک تولید می‌کنند. تماس گامتانژیایی ، آمیزش گامتانژیایی ، اسپرم‌زایی و تولید مثل جنسی توسط یاخته‌های رویشی از انواع دیگر روشهای تولید مثل جنسی در قارچها بشمار می‌روند. 



تصویر

تقسیم بندی قارچها

سلسله قارچها را به دو شاخه ، قارچهای حقیقی و قارچهای کاذب ، تقسیم کرده‌اند قارچهای حقیقی خود به پنج زیر شاخه تقسیم می‌شوند که عبارتند از: 

زیر شاخه ماستیگو مایکوتینا

یا قارچهای زئوسپوری که ممکن است ساختار آنها و یا هاگهایی که تولید می‌کنند متحرک و دارای تاژک باشند. نوع تاژک ومحل قرار گرفتن آن در این قارچها از نظر رده بندی مهم است قارچهای این زیر شاخه از نظر نوع ساختار و تولید مثل جزء پست‌ترین قارچها بشمار می‌آیند. اشکال ابتدایی این قارچها فاقد ریسه یا هیف بوده و ساختار تک یاخته‌ای دارند که در واقع بخشی رویشی و نیز زایشی قارچ بشمار می‌آید. سپس ساختار آنها اندکی پیشرفته‌تر شده، بخش رویشی و زایشی از یکدیگر مجزا می‌شوند.

در قارچهای تکامل یافته‌تر این گروه ، ساختار ریسه یا هیف بوجود می‌آید. ریسه یا هیف آنها فاقد دیواره عرضی است. تولید مثل جنسی در این گروه نیز روند تکاملی را طی می‌کند و از ایزوگامی به آنیزوگامی و سپس ائوگامی می‌رسد. تعدادی نیز گامتهای غیر متحرک دارند و به روش تماس گامتانژیایی تولید مثل جنسی انجام می‌دهند که این قارچها تکامل یافته‌تر از دیگر قارچهای این گروه هستند. این گروه از قارچها به صورت ساپروفیت بر روی بقایای مواد آلی یا به صورت انگل داخلی و خارجی بر روی یاخته میزبان زیست می‌کنند. 

زیر شاخه زیگومایکوتینا

قارچهای این گروه نیز جزء قارچهای پست بشمار می‌آیند و ریسه یا هیف آنها فاقد دیواره‌های عرضی (سپتا) است. تولید مثل غیر جنسی توسط هاگهای غیر متحرکی انجام می‌شود که معمولا در کیسه‌ای به نام اسپورانژیوم بوجود می‌آیند. تولید مثل جنسی توسط آمیزش دو گامتانژ صورت می‌گیرد. کیسه‌ای به نام اسپورانژیوم بوجود می‌آیند. در این حالت اندامهای جنسی دیده نمی‌شوند. هیف یا ریسه‌های رویشی ، گامتانژ را بوجود می‌آورند. این قارچها اغلب خاکزی هستند و غیر از خاک بر روی مواد قندی مانند نان و مربا و غیره زیست می‌کنند. 


تصویر

زیر شاخه آسکومایکوتینا

این گروه به علت داشتن ریسه یا هیف دیواره‌های عرضی (سپتا) هستند این قارچها جزء قارچهای عالی بشمار می‌آیند. در نتیجه تولید مثل جنسی ، هاگهایی به نام آسکوسپور در درون کیسه‌هایی به نام آسک تولید می‌کنند. کیسه‌های آسک حاوی آسکوسپورها ، اغلب توسط پوششی به نام آسکوکارپ احاطه می‌شوند. آسکوکارپها به شکلهای مختلف بسته ، نیمه باز و باز وجود دارند.

رده بندی این گروه بر اساس نوع آسکوکارپ صورت می‌گیرد. مخمرها یا بوزکها فاقد آسکوکارپند. در این قارچها تولید مثل غیر جنسی اغلب توسط هاگهایی به نام کونیدیا انجام می‌شود که بر روی هیفی موسوم به کونیدیوفور قرار می‌گیرند ولی مخمرها یا بوزکها که ساختار تک یاخته‌ای دارند به روش تقسیم دوتایی و یا جوانه زدن تولید مثل غیر جنسی انجام می‌دهند. 

زیر شاخه با زیدیومایکوتینا

تکامل یافته‌ترین قارچها در این شاخه قرار می‌گیرند. هیفها یا ریسه‌ها دارای دیواره‌های عرضی هستند. در یاخته‌های هیف یک یا دو هسته وجود دارد. تولید مثل جنسی به صورت رویشی انجام می‌گیرد در نتیجه آن هاگهایی به نام بازیدیوسپور تولید می‌شوند که بر روی بازیدیوم قرار می‌گیرند. هنگام رویش بازیدوسپور ، ریسه یا هیف تک هسته‌ای حاصل می‌شود و از ترکیب دو ریسه یا هیف تک هسته‌ای مخالف ، ریسه یا هیفی دو هسته‌ای بوجود می‌آید.

هنگام تولید مثل جنسی ، دو هسته مخالف با یکدیگر ترکیب شده، هسته دیپلوئیدی را تشکیل می‌دهند که با تقسیم میوز چهار هسته هاپلویید و در نتیجه چهار بازیدسپور را بوجود می‌آورد. در قارچهای چتری ، بازیدیوسپورها بر روی تیغه‌های شعاعی به نام گیل قرار دارند. در قارچهای منفذدار یا سوراخدار ، بازیدیوسپورها در اطراف منافذ یا سوراخها قرار می‌گیرند ولی در قارچهای توپ پفکی ، بازیدیوسپورها در داخل بازیدیوکارپ بسته قرار دارند. 



تصویر

زیر شاخه دوترومایکوتینا

این گروه به قارچهای ناقص نیز معروفند زیرا در چرخه آنها تولید مثل جنسی دیده نمی‌شود و تنها روش تکثیر آنها تولید مثل غیر جنسی است. این قارچها اکثرا بر حسب اندازه ، شکل رنگ و ویژگیهای موجود در کونید یا حاصل از تولید مثل غیر جنسی آنها شناسایی و طبقه بندی می‌شوند. در طبیعت این قارچها پراکندگی فراوان دارند و باعث ایجاد بیماری در گیاهان ایجاد می‌شوند. 

میکوریزا

ساختاری که در نتیجه برقراری ارتباط بین قارچها و ریشه گیاهان ایجاد می‌شود میکوریزا می‌گویند. در این ساختار به علت وجود آنزیمهایی در ریسه یا هیف این قارچها قابلیت حلالیت و جذب مواد به مراتب بیش از ریشه گیاهان است. دو نوع میکروریزا وجود دارد. 

میکرریزا خارجی

میکوریزای خارجی که ویژه درختان است یا هیف قارچهای ماکروسکوپی از قبیل قارچهای چتری ، توپ پفکی ، در اطراف ریشه آنها غلاف ضخیمی ایجاد می‌کنند. 

میکوریزای داخلی

در اغلب گیاهان دیده می‌شود در این نوع میکوریزا هیفها یا ریسه‌های قارچهای میکروسکوپی موجود در خاک به درون یاخته‌های ریشه گیاهان وارد می‌شوند.
نوشته شده توسط در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 11:2 | لینک ثابت |



باکتریها گروهی از موجودات تک یاخته‌ای ذره بینی هستند که پوشش بیرونی نسبتا ضخیمی آنها را احاطه کرده است. این موجودات ساختار ساده‌ای دارند و به گروه پروکاریوتها تعلق دارند.

مقدمه

در عمل باکتریهایی که دارای خواص یکسانی باشند بندرت یافت می‌شوند، حتی باکتریهایی که از یک سلول منشا می‌گیرند ممکن است از نظر یک یا چند صفت با یکدیگر متفاوت باشند. این تفاوتها نتیجه تغییراتی است که به علت جهش ژنی یا موتاسیون در سلولهای باکتریایی پدید می‌آید. این باکتریهای تغییر یافته ، موتانت Mutant نامیده می‌شوند که از نظر بعضی از خواص نظیر ساختمان آنتی ‌ژن ، حساسیت در مقابل آنتی بیوتیکها و ... با سایر باکتریهای مشابه اختلاف دارند.

سهولت تغییرپذیری در باکتریها مربوط به سرعت تقسیم آنهاست. زمان تقسیم یا مدت زمانی که برای تولید یک سلول جدید در باکتریها لازم است، حدود 2 دقیقه و در مورد انسان 20 سال است. مثلا یک سلول باکتری در مدت 18 ساعت 54 نسل بوجود می‌آورد. درحالیکه برای ایجاد همین تعداد نسل انسان بیش از 1000 سال زمان لازم است. پس جهش ژنی در باکتریها نسبت به موجودات عالی خیلی سریع و قابل ملاحظه است. 



img/daneshnameh_up/d/da/b.4.jpg

تفاوت یوکاریوتها با باکتریها

در کره خاکی تنها دو نوع سلول توسط کلیه ارگانیسمهای زنده تولید می‌شود. سلولهای پروکاریوت (یا هسته ابتدایی). در این گروه هسته ، فاقد غشا است و شامل کلیه باکتریهاست. پروکاریوتها شامل یو‌باکتریها (باکتریهای حقیقی) و آرکئی باکترها (باکتریهای قدیمی) است. اما گروه دیگر یوکاریوتها هستند که دارایغشای هسته و هسته حقیقی می‌باشند. اینگونه هسته در تمام ارگانیسمهای دیگر مانند Algae (جلبکها) Fungi (قارچها) ، پروتوزوئرها (protozoa) و گیاهان (Plant) و جانوران (Animals) یافت می‌شود. پاتوژنهای انسانی تنها در میان یوباکتریها یافت می‌شوند. 

مشخصات سلول باکتری

اکثر باکتریها پوشش سلولی (cell envelope) تولید می‌کنند که شامل غشای پلاسمایی ، دیواره سلولی (cell wall) و پروتئینها و پلی ساکاریدهای تشکیل دهنده آن می‌باشد. بعضی از باکتریها کپسول یا لایه چسبنده تولید می‌کنند. فیلامانهای خارجی (فلاژل و پیلی) ممکن است در باکتریها بوجود آید. دیواره سلولی ، ساختمان سخت و مقاومی است که پروتوپلاست را احاطه کرده و آن را از آسیب فیزیکی و شرایط کاهشفشار اسمزی محیط خارج حفاظت می‌کند. معمولا به باکتری اجازه می‌دهد تا در برابر سطح وسیعی از شرایط محیطی ایستادگی کند پروتوپلاست از غشای سیتوپلاسمی و محتویات آن تشکیل شده است.

از نظر محتویات سلولی ، باکتریها سلولهای ساده‌ای هستند. ساختمان اصلی سیتوپلاسم آنها شامل شبکه فیبریلی کروماتین مرکزی یا نوکلئوتید (Nucleoid) می‌باشد که توسط سیتوپلاسم بی‌شکل حاوی ریبوزوم‌ها احاطه شده‌است. اجسام انکلوزیون سیتوپلاسمی یا گرانولهای ذخیره انرژی ، بسته به گونه‌های باکتری ماهیت شیمیایی متفاوتی دارند و مقدار آنها به مرحله رشد و محیط بستگی دارد. بعضی از ساختمانهای سلولی از قبیل آندوسپورها فقط به تعداد کمی از باکتریها محدود می‌شوند. 



img/daneshnameh_up/d/d8/b.3.jpg

طبقه بندی باکتریها

باکتریهای پست

این باکتریها تک یاخته‌ای بوده و اگر کروی یا بیضوی باشند، کوکوس و اگر میله‌ای شکل یا دراز باشند، باسیل و اگر خمیده باشند ویبریون و چنانچه مارپیچی شکل و غیرقابل انعطاف باشند،اسپریل و اگر فنری و قابل انعطاف باشند، اسپیروکت نامیده می‌شوند. 

باکتریهای عالی یا رشته‌ای

این باکتریها رشته مانند و اغلب غلاف‌دار هستند و اغلب اوقات شاخه‌های حقیقی ایجاد کرده ، میسلیوم تشکیل می‌دهند و چون تشکیلات منشعب ایجاد می‌کنند، لذا اکتینومیست نامیده می‌شوند. بنابراین باکتریها از نظر شکل به 6 گروه گرد ، دراز ، خمیده ، مارپیچی ، فنری و منشعبتقسیم می‌شوند. 

اجزای ساختمانی باکتریها

فلاژلها (Flagella)

فلاژلها ، فیلامانهای پروتئینی به طول و قطر یکنواخت می‌باشند و موجب تحرک شبیه به شنای سریع و مستقل اغلب باکتریها پاتوژنیک می‌گردند فلاژل در سه قسمت فیلامان ، قلاب و جسم پایه تشکیل شده است. پایه فلاژل در غشای پلاسمایی قرار گرفته است. لنگرگاه و تعداد فلاژل در باکتریها فرق خواهد کرد. 

فیمبریاها

فیمبریاها که پیلی هم نامیده می‌شوند، فیبریلهای شبیه مو هستند به اندازه 0.004 تا 0.008 میکرون هستند. این ارگانل با میکروسکوپ الکترونی در سطح باکتریهای مختلف قابل رویت هستند. آنها مستقیم‌تر ، نازکتر و کوتاهتر از فلاژلها هستند. این رشته‌ها در غشای پلاسمایی سلول میکروبی لنگر می‌اندازد. 

هسته باکتری

هسته سلول را میتوان بعد از رنگ آمیزی اختصاصی با میکروسکوپ نوری مشاهده کرد. در مقایسه با سلولهای عالی مواد ژنتیکی باکتریها و سایر سلولهای پست پراکنده ، ساده و بدون پوشش و کروموزوم حلقوی است غشای هسته وجود ندارد و کروموزوم به مزوزوم فرورفته در غشای سیتوپلاسمی چسبیده است. در سالهای اخیر پروتئینهای شبیه هیستون در باکتریها کشف شده است که احتمالا نقش مشابه هیستونها را در کروماتینهای سلولهای یوکاریوت ایفا می‌کنند. 

سیتوپلاسم

بیش از 50 درصد پروتئین سلول در سیتوپلاسم قرار دارد و آنزیمهای متابولیسمی راههای گلیکولیز و بسیاری از آنزیمهای چرخه کربس ، انواع کاتالازها ، دهیدروژنازها ، و مواد حد واسط چرخه های متابولیکی در سیتوپلاسم وجود دارد. روابط اتمی ، یونی و الکترونی بین ترکیبهای مختلف سیتوپلاسمی با نظم خاص فعالیتهای حیاتی را ظاهر می‌سازد. 

پوشش سلول (Cellenvelope)

کپسول و لعاب (Capsoles)

قدرت بیماری‌زایی پاتوژنها اغلب با تولید کپسول همراه است. باکتریهای کپسول‌دار در محیط جامد ، کلنیهای مخاطی (Mucoid) یا صاف (Smooth) می‌سازند. در مقابل باکتریهای فاقد کپسول کلنیهای خشن (Rough) دارند. اگر باکتری قدرت کپسول‌سازی خودش را از دست بدهد در مقابل قدرت ویرولانس (بیماریزایی) خود را از دست داده و در مقابل دستگاه ایمنی بدن میزبان تاب مقاومت نخواهد داشت. 

دیواره سلولی

دیواره سلولی باکتریها بی‌نهایت پیچیده است و لایه سفت و سختی را در اطراف باکتریها ایجاد می‌کند که سلول را از گسیختگی و متلاشی شدن در مقابلفشار اسمزی خارج سلول محافظت می‌کند. همچنین دیواره محل تجمع عوامل آنتی‌ ژن می‌باشد که باکتریها را توسط این آنتی ‌ژنها از هم تمیز می‌دهند. باکتریها با روش رنگ‌آمیزی گرم (Gram stain) به دو دسته تقسیم می‌شوند.

گرچه هر دو گروه یعنی باکتریهای گرم مثبت و منفی دارای دیواره می‌باشند ولی فرق بین این دو گروه مربوط به خواصی است که در ساختمان دیواره سلولی آنها وجود دارد. اساس ساختمان در دیواره سلولی باکتریهای گرم مثبت یک لایه ضخیمی است از پپتیدوگلیکان (Poptidoglycan) ، ولی در باکتریهای گرم منفی ضخامت آن به حداقل می‌رسد. 



img/daneshnameh_up/e/e5/L.4.jpg

غشای سیتوپلاسمی

غشای سیتوپلاسمی غشای داخلی نیز نامیده می‌شود. غشای سیتوپلاسمی باکتریها مشخص بوده و از فسفو لیپید و پروتئین ساخته شده است. این غشا در پروکاریوتها از غشای سیتوپلاسمی در یوکاریوتها به علت نداشتن استرول متمایز می‌شود. چین‌خوردگیهای غشای سیتوپلاسمی به درون سلول ساختارهای ویژه‌ای به نام مزوزوم ایجاد می‌کند که کروموزومهای باکتریها به مزوزومها متصل هستند. غشا همچنین به عنوان یک سد اسمزی برای سلول عمل می‌کند و دارای سیتوپلاسم انتقال دهنده برای مواد محلول است و انتقال تولیدات سلولی را در مقابل با محیط خارج سلولی تنظیم می‌کنند. 



img/daneshnameh_up/2/27/b.5.jpg

تولیدمثل باکتری

باکتریها به روشهای تقسیم مستقیم ، آمیختگی ، قطعه قطعه شدن یا بوسیله کنیدی و همچنین جوانه زدن تکثیر می‌یابند. برخی باکتریها توانایی ایجاد هاگ درونی را دارند. هاگ سبب مقاومت باکتری در برابر عوامل نامساعد محیط می‌شود. هر باکتری فقط یک هاگ می‌سازد و از هر هاگ یک باکتری بوجود می‌آید. 
نوشته شده توسط در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 11:1 | لینک ثابت |

سلول واحد سازنده‌ی همه‌ی جانداران است. بدن انسان حدود 50 ميليون ميليون سلول دارد. هر روز سلول‌های مرده‌ی پوست از سطح آن جدا می‌شوند و سلول‌های تازه‌ای جای آن‌ها را می‌گيرند، گلبول‌های قرمز تازه جای گلبول‌های فرسوده و در حال مرگ را می‌گيرند. سلول‌های جديد نيز پوشش درونی دستگاه گوارش را نوسازی می‌کنند. همه‌ی کارهايی که جاندران انجام می‌دهند در نتيجه‌ی واکنش‌هايی شيميايی است که درون سلول‌ها انجام می‌شود.

  نظريه‌ی سلولی

  نظريه‌ی سلولی پس از ساختن نخستين ميکروسکوپ‌ها پيشنهاد شد. اين نظريه سه اصل دارد:

  • سلول کوچک‌ترين واحد زنده است که می‌تواند به طور مستقل فعاليت کند.

  • سلول واحد پايه‌ای همه‌ی جانداران است؛ همه‌ی جانداران از يک يا شمار بسياری سلول ساخته شده‌اند.

  • هر سلول با تقسيم سلولی از سلول ديگری پديد می‌آيد؛ سلول خود به خود نمی‌تواند پديد آيد.

  برای هر قانونی يک يا چند استثنا وجود دارد. در مورد نظريه سلولی، ويروس‌ها استثنا هستند. سلول‌ها ساختار و سازمان‌بندی سلولی ندارند و اين که آيا به راستی موجود زنده هستند، جای بحث دارد.

  سلول‌ها و جاندران

  جانداران را می‌توان برپايه‌ی سازمان‌بندی درونی سلول‌هايشان رده‌بندی کرد. همه‌ی جانداران، پرو کاريوت يا يوکاريوت هستند. سلول‌های پروکاريوتی از سلول‌های يوکاريوتی ساده‌تر هستند، هسته‌ای که با غشايی از ديگر بخش‌های سلول جدا شده باشد، ندارند و سازمان‌بندی درونی پيچيده‌ای، شبيه سلول‌های يوکاريوت ندارند. باکتری‌ها پروکاريوت هستند. سلول‌های يوکاريوتی بزرگ‌ترند و سازمان‌بندی درونی پيچيده‌ای دارند. تفاوت‌های اصلی پروکاريوت‌ها و يوکاريوت‌ها در جدول آمده است.

 

  تفاوت‌های پروکاريوت‌ها و يوکاريوت‌ها

                                         پروکاريوت‌ها                                                 يوکاريوت‌ها

جاندارن

باکتری‌ها

گياهان، جانوران، آغازيان، قارچ‌ها

 قطر سلول

1/0 تا 10 ميکرومتر

10 تا 100 ميکرومتر

جايگاه ماده‌ی ژنتيک

در سيتوپلاسم

DNA درون هسته

سازمان‌بندی ماده ژنتيک

DNA حلقوي؛ بدون پروتئين‌های هيستون؛ در تقسيم سلولی فشرده نمی‌شود

DNA خطی، متصل به پروتئين‌های هيستون؛ پيش از تقسيم سلولی به صورت کروموزوم‌های فشرده درمی‌آيد

سازمان درونی

چند اندامک

اندامک‌ها گوناگون با شبکه‌ی غشايی پيچيده

ديواره‌ی سلولی

هميشه وجود دارد

در گياهان، قارچ‌ها و برخی آغازيان وجود دارد؛ در سلول‌های جانوری هرگز وجود ندارد

تاژک

تاژک ساده‌ای دارند

مژک‌های ويژه‌ای که از ريزلوله‌های پروتئينی با آرايش ويژه 2+9 ساخته شده‌اند

 

  پروکاريوت‌ها

  نخستين جانداری که چند ميليون سال پيش روی زمين پديد آمد، يک پروکاريوت بود. اين واژه به معنی «پيش از هسته» است زيرا ماده‌ی ژنتيکی اين جاندارن (DNA) را غشايی دربرنگرفته است و بنابراين هسته‌ی حقيقی ندارند. از اين رو، پروکاريوت‌ها را به عنوان جانداران پيش از يوکاريوت‌ها در نظر می‌گيرند، اما آن‌ها در چند مورد موفقيت‌های بيشتری به دست آورده‌اند. آن‌ها بسيار بيش‌تر از يوکاريوت‌ها (حدود دو برابر) روی زمين زندگی کرده‌اند، شمارشان از يوکاريوت‌ها بسيار بيش‌تر است (روی پوست شما بيش از جمعيت انسان‌های روی زمين، باکتری وجود دارد) و آن‌ها جاهای بسيار گوناگونی را پر کرده‌اند. برای مثال، برخی باکتری‌ها می توانند در جريان‌های آتشفشانی در دمای بالاتر از 90 درجه سلسيوس زندگی کنند.

  بيش‌تر باکتری‌ها سلول‌های کروی يا ميله‌ای شکل هستند که چند ميکرومتر طول دارند. ديواره‌ی سلولی محکم آن‌ها از پپتيدوگليکان ساخته شده است، ماده ای که ويژه‌ی باکتری‌ها است. زير ديواره‌ی سلولی، غشای سطحی سلول جای دارد که ساختمان آن به ساختمان غشای سلول‌های يوکاريوتی بسيار شبيه است. اين غشا محتويات سلول را به طور کامل دربرمی‌گيرد. برخی از گونه‌های باکتری‌ها، کپسول نيز دارند. کپسول پوشش چسبناکی در بيرون ديواره‌ی سلولی است که از مرگ باکتری‌ها، تجزيه شدن آن‌ها در اثر آنزيم‌های گوارشی يا حمله دستگاه ايمنی ميزبان جلوگيری می‌کند.

  غشای سطحی سلول باکتريايی بخشی را به نام سيتوپلاسم در برمی‌گيرد که دارای DNA ، RNA ، پروتئين و مولکول‌های کوچک است. باکتری‌ها در بخشی از سيتوپلاسم به نام «هسته‌سا» (نوکلوييد) يک مولکول DNA حلقوی دارند. چند حلقه کوچک‌تر از DNA به نام پلاسميد در سيتوپلاسم پراکنده‌اند. پلاسميدها در زيست‌شناسی اهميت بسيار دارند زيرا آن‌ها اغلب درای ژن‌هايی مقاومت به پادزی‌ها هستند و می‌توان از آن‌ها در مهندسی ژنتيک برای جابه‌جايی ژن ميان سلول‌ها به کار برد.

  باکتری‌ها با گوارش برون سلولی تغذيه می‌کنند. آن‌ها به پيرامونشان آنزيم ترشح می‌کنند و فراورده‌های محلول را جذب می‌کنند. به طور معمول، دانه‌های گليکوژن و قطره‌های ليپيد در سيتوپلاسم باکتری‌ها وجود دارد و اندوخته‌ی محدود اين مولکول‌های درشت به شمار می‌آيد. باکتری‌ها می‌توانند آنزيم‌های گوناگونی را بسازند و برخی از گونه‌های آنها می‌توانند نفت و پلاستيک را گوارش دهند. پروتئين‌ها روی ريبوزوم‌های پروکاريوتی ساخته می‌شوند و تنفس سلولی روی چين‌خوردگی‌های غشای سلول (مزوزوم‌ها) انجام می‌شود.

  برخی باکتری‌ها توانايی جابه‌جايی دارند و می‌توانند شنا کنند. آن‌ها رشته‌های نازکی به نام تاژک دارند که مانند پروانه قايق موتوری می‌چرخند و باکتری‌ها را در جهت‌های مختلف به جلو می‌رانند. برخی از باکتری‌ها رشته‌های بسيار نازکی به نام پيلوس دارند که به آن‌ها امکان «ارتباط جنسي» را می‌دهد. در اين فرايند که هم‌يوغی ناميده می‌شود، پيلوس‌های دو باکتری به هم می‌پيوندند و مجرای نازکی را می‌سازند که از آن‌جا پلاسميدها از يک سلول به سلول ديگر جابه‌جا می‌شوند.

  يوکاريوت‌ها

  همه‌ی گونه‌های جانوران، گياهان، قارچ‌ها و آغازيان از سلول‌های يوکاريوت ساخته شده‌اند. واژه‌ی يوکاريوت به معنای «هسته‌ی حقيقي» است، زيرا DNA سلول‌های يوکاريوتی را غشای هسته در بر می‌گيرد. سلول‌های يوکاريوتی اندامک‌های ديگری نيز دارند که بخش‌های گوناگون سلول را می‌سازند. مواد شيميای که در يک فرايند خاص، مانند فتوسنتز يا تنفس سلولی، درگيرند درون بخش ويژه‌ای جای گرفته‌اند و از بقيه سيتوپلاسم جدا نگه داشته می‌شوند. اين سازمان‌بندی باعث می شود واکنش‌های شيميايی يک فرايند با سرعت و کارايی چشمگيری رخ دهند و در روند واکنش‌های فرايندهای ديگر دخالت نکنند.

  اگر يک سلول جانوری را زير ميکروسکوپ نوری ببينيد، چنانچه به درستی رنگ‌آميزی شده باشد و اندکی نيز خوش شانس باشيد، می‌توانيد هسته، هستک، کروموزم‌ها (اگر سلول در حال تقسيم شدن باشد) و حتی دستگاه گلژی، ميتوکندری‌ها و ذره‌های غذای اندوخته شده را هم ببينيد. اما اگر می‌خواهيد درون سلول را با دقت بيش‌تر ببينيد، بايد از ميکروسکوپ الکترونی کمک بگيريد. مايعی که فضای بين اندامک‌ها را پر می‌کند، سيتوزول نام دارد. سيتوزول مخلوط پيچيده‌ای از آنزيم‌ها، فراورده‌های گوارشی (مانند آمينواسيدها) و مواد دورريز است.

 

  کارهای اندامک‌ها و ساختارهای اصلی سلول يوکاريوت

  اندامک                          جايگاه                                                اندازه                     نقش

  هسته

  يکی در هر سلول

  10 ميکرومتر

  جايگاه ماده ژنتيک؛ يعنی، DNA

  هستک

  درون هسته

  2-1 ميکرومتر

  توليد ريبوزم

  ميتوکندری

  بيش از 100 عدد در سيتوپلاسم سلول

  10-1 ميکرومتر

  تنفس هوازی

شبکه‌ی اندوپلاسمی زبر

  در سراسر سيتوپلاسم

  شبکه غشايی گسترده

جداسازی و جابه‌جايی پروتيين‌هايی که تازه ساخته شده‌اند

شبکه اندوپلاسمی نرم

  به صورت تکه‌هايی در سيتوپلاسم

  متغير

  ساختن برخی ليپيدها و استروييدها

  ريبوزوم

  آزاد در سيتوپلاسم يا چسبيده به شبکه‌ اندوپلاسمی

  20 نانومتر

  جايگاه توليد پروتيين‌

  دستگاه گلژی

  آزاد در سيتوپلاسم

  متغير

  پردازش و توليد برخی مولکول‌‌ها

  ليزوزوم

  آزاد در سيتوپلاسم

  100 نانومتر

  گوارش مواد ناخواسته

  کلروپلاست

  سيتوپلاسم برخی سلول‌های گياهی

  10-4 نانومتر

  جايگاه فتوسنتز

  واکوئل

به طور معمول يک کيسه بزرگ پر از آب در سيتوپلاسم سلول گياهي؛ کوچک‌تر و به تعداد بيش‌تر در سلول جانوری

  بيش از 90 درصد حجم سلول گياهی

اندوختن نمک‌ها، قندها و رنگيزه‌ها؛ فشار آماسی

  توليد می‌کند

غشای سطح سلول

  سيتوپلاسم همه سلول‌ها را در برمی‌گيرد

  10-7 ميکرومتر

مبادله و جابه‌جايی مواد به درون و برون سلول

  ديواره‌ی سلولی

  سلول‌های گياهی را دربرمی‌گيرد

  با ضخامت متغير

فراهم کردن سختی و شکل

 

نوشته شده توسط در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 10:55 | لینک ثابت |



گیاهان از واحدهای زنده و فعالی به نام یاخته تشکیل شده‌اند که معمولا در درون دیواره یاخته‌ای جای دارند. هر یاخته ، از دیواره یاخته‌ای و غشای سیتوپلاسمیو سیتوپلاسم و هسته تشکیل شده است. وجود دیواره یاخته‌ای در گیاهان آنها را از جانوران متمایز می‌سازد. جنس این دیواره از سلولز است. هر دو یاخته مجاور را یک تیغه میانی از جنس پکتین از هم جدا می‌کند.

مقدمه

سلول واحد ساختاری مشترک در تمام موجودات زنده است. سلول عنصری مستقل ، کوچک و دارای اندازه میکروسکوپی است. محتویات سلولی مجموعه‌ای از اجزا با ساختاری بسیار پیچیده و ترکیبات خاص است. تمام ظواهر و پدیده‌های حیاتی و واکنشهای موجود ، ناشی از فعالیت محتویات پروتوپلاست درون سلولی است. سلولهای گیاهی نسبت به سلولهای جانوری دارای اشکال متنوعتری هستند. سلول‌های گیاهی دارای اشکال چند ضلعی با اقطار مساوی و منظم و یا کشیده هستند و علاوه بر آن سلولهای گیاهی ، محصور در غشای شکل دهنده نسبتا سخت و محکم و مقاوم هستند که گاه نازک و گاهی ضخیم است.

در یک توده سلولی همگن سازنده یک بافت ، همه سلولها دارای یک اندازه و یک شکل و معمولا چند وجهی‌اند. در گیاهان آلی اندازه سلولها متناسب با کار آنهاست و بر حسب ماهیت بافت و نقشی که در گیاه دارند اندازه آنها متفاوت است. اندازه و طول سلولهای سازنده پیکر گیاهان به ماهیت و ویژگی آن سلول بستگی دارد و به طول ملکولهای پروتئینی موجود در آنها و همچنین به میزان فعالیت هسته سلول و دوره استراحت آن ارتباط دارد.

سیتوپلاسم هر دو یاخته مجاور به وسیله منافذ موجود (پلاسمودسم‌ها) با هم ارتباط دارند. غشای سیتوپلاسمی از یک لایه دو مولکولی فسفولیپید تشکیل یافته است که پروتئینها به دو صورت سطحی و عمقی در آن غوطه‌ورند. نقش غشای سیتوپلاسمی حفظ تراوایی انتخابی است. زمینه سیتوپلاسم اساسی‌ترین قسمت درونی یاخته را تشکیل می‌دهد، زیرا اکثرا اعمال بیوسنتزی یاخته در آن صورت می‌گیرد. اندامکها در این زمینه قرار دارند. یکی از ویژگیهای سیتوپلاسم جنبش دائمی آن است که در اثر انقباض ریزرشته‌ها بوجود می‌آید، ولی ریزلوله‌ها به این جریان جهت می‌دهند. 



img/daneshnameh_up/7/78/سلول.jpg

روش مشاهده سلول گیاهی

ساده‌ترین راه مشاهده سلول گیاهی ، مطالعه سلولهای اپیدرم فلس پیاز است. اپیدرم فلس پیاز در زیر میکروسکوپ با بزرگنمایی ضعیف به صورت سلولهای چند وجهی کشیده‌ای است که بطور منظم که هم قرار داشته و بهم چسبیده‌اند. چنانچه این اپیدرم را با محلول رقیق یدیدوره آغشته سازیم هسته سلولها بطور محسوسی مشخص می‌گردد. در هسته یک یا دو هستک به صورت نقاط روشن دیده می‌شود. علاوه بر هسته در داخل سلولها واکوئل یا (حفره‌های سیتوپلاسمی) نیز وجود دارد که در ابتدا کوچک و پراکنده هستند و با رشد سلول بهم ملحق شده ، حفره‌هایی واحد و بزرگ را تشکیل می‌دهند.

در سلولهای پیر و مسن که واکوئلها قسمت اعظم فضای درونی آنها را فرا می‌گیرند هسته به گوشه‌ای رانده شده ، سایر محتویات سلول به صورت ورقه نازک در اطراف واکوئل مرکزی چسبیده به غشا باقی می‌مانند. به علت چسبندگی و یکی بودن غشای سیتوپلاسمی با غشای سلولزی لذا غشای سیتوپلاسمی بطور عادی قابل مشاهده نیست ولی با اضافه کردن چند قطره محلول آب و نمک 20 درصد و ایجاد کیفیت پلاسمولیز غشای سلولی از غشای سلولزی جدا و قابل رویت می‌گردد. 

دیواره یاخته‌ای

در پیرامون اغلب یاخته‌های گیاهی و بعضی از یاخته‌های جانوری ، دیواره‌ای به نام دیواره یاخته‌ای وجود دارد. دیواره یاخته‌ای در یاخته‌های گیاهان ساختار نسبتا سخت سلولزی دارد و نوعی اسکلت بیرونی را ایجاد می‌کند که به این یاخته‌ها شکل هندسی و نسبتا ثابتی می‌دهد. این دیواره که دیواره نخستین نامیده می‌شود، بوسیله پروتوپلاسم زنده یاخته ایجاد می‌شود و وجود آن اساسی‌ترین وجه تمایز بین گیاهان و جانوران است. دیواره بین دو یاخته شامل شامل سه بخش است: هر یک از دو یاخته مجاور هم ، دیواره نخستین را تولید می‌کند و بین آن دو ، لایه بین یاخته‌ای به نام تیغه میانی مشترک بین دو یاخته وجود دارد.

جنس تیغه میانی از ترکیبات پکتینی ، مانند پکتین ، است. در نتیجه افزایش سن یاخته ، ممکن است مواد دیگری ساخته شوند و از سمت داخل یاخته به صورت لایه‌ای روی دیواره نخستین قرار بگیرند که دیواره دومین یا پسین نام دارد. ارتباط بین دو یاخته از راه پلاسمودسمها صورت می‌گیرد. پلاسمودسمها در دیواره‌های نخستین در سوراخهای ریز دیواره ، جایی که دیواره فاقد تیغه میانی است، بوجود می‌آیند و سیتوپلاسم از آن محلها از یاخته‌ای به یاخته دیگر جریان می‌یابد. 

غشای سلولی

غشای سیتوپلاسمی از یک لایه دو مولکولی (دو ردیفی) فسفولیپید ساخته شده که هر مولکول آن شامل یک سر آب دوست و یک دم آب گریز است. استقرار این دو ردیف مولکول در مقابل یکدیگر طوری است که دمهای آب گریز به طرف داخل و در مقابل یکدیگر و سرهای آب دوست به طرف خارج قرار گرفته‌اند. مولکولهای پروتئین در سطح بیرونی یا درونی و یا در تمام غشا وجود دارند. نقش غشای سیتوپلاسمی حفظ تراوایی انتخابی است. این غشا چون سدی نیمه تروا عمل می‌کند، نیمه تراوا بودن غشا عامل اصلی در نقش آن است. 

img/daneshnameh_up/1/12/28.jpg

سیتوپلاسم

سیتوپلاسم شامل تشکیلات یاخته‌ای است که ساختاری نیمه شفاف ، بی‌شکل و تقریبا یکنواخت دارد و خاصیت شکست نور در آن کمی بیش از آب است. سیتوپلاسم پس از مرگ یاخته با رنگهای اسیدی آنیلین رنگ می‌گیرد، یعنی اسیدوفیل است. برعکس ، سیتوپلاسم زنده تقریبا خنثی است. زمینه سیتوپلاسم را هیالوپلاسم گویند. در هیالوپلاسم دو دسته عناصر به حالت شناور وجود دارند: یک دسته ضمایم دائمی مانند میتوکندریها ، پلاستها ، دستگاه گلژی و غیره که اندامک نامیده می‌شوند و دسته دیگر مواد غیر دائمی حاصل از اعمال زیست شیمیایی داخل هیالوپلاسم به نام اجسام ضمیمه هستند.

در هر حال محدوده هیالوپلاسم از طرف داخل ، غشای هسته و از طرف خارج ، غشای سیتوپلاسمی یاخته است. اندامکها عبارتند از: هسته ، میتوکندری ،شبکه آندوپلاسمی ، دستگاه گلژی ، ریزلوله‌ها و ریزرشته‌ها ، لیزوزوم‌ها ، واکوئلها و پلاستها. ذرات دیگری نیز در سیتوپلاسم دیده می‌شوند که از اندامکها کوچکترند و غشا ندارند و ریبوزوم نام دارند. اگر چه ریبوزومها غشا ندارد و اندامک به شمار نمی‌آیند، اما اهمیت زیادی در سوخت و ساز یاخته دارند. سیتوپلاسم در تبادلات یاخته ، مراحل مختلف سوخت و ساز و همچنین جنبشهای سیتوپلاسمی که ممکن است چرخشی و یا موضعی باشد، نقش دارد. 

ریبوزومها

ریبوزومها ذرات کروی کوچکی هستند که به صورت آزاد یا روی شبکه‌ آندوپلاسمی درون سیتوپلاسم دیده می‌شوند. با استفاده از رادیوایزوتوپها توانسته‌اند محل تشکیل اجزای ریبوزوم را تعیین کنند. بدین سان معلوم شده که RNA ریبوزومی در هستک ساخته می‌شود و از آنجا به سیتوپلاسم منتقل می‌گردد. دو بخش ریبوزوم پس از ساخته شدن به یکدیگر می‌پیوندند و ریبوزوم کامل را بوجود می‌آورند. نقش اصلی ریبوزوم‌ها شرکت در ساختن پروتئین‌ها است، یعنی جایگاه ساخت پروتئین هستند. 

شبکه آندوپلاسمی

شبکه آندوپلاسمی متشکل از لوله‌های تو خالی است. در برش به صورت مجاری ظریف غشایی توخالی ، با شاخه‌های فراوان و مرتبط با یکدیگر و یا به شکل مخازن پهن و بیش متراکم و پراکنده در تمام سیتوپلاسم مشاهده می‌شود. به بسیاری از نقاط دیواره بیرونی شبکه آندوپلاسمی ، تعداد فراوانی دانه‌های ریبوزوم متصل‌اند و به همین دلیل به دو صورت دانه‌دار و بدون دانه یافت می‌شوند: شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار یا ناصاف که واجد ریبوزوم بوده و شبکه آندوپلاسمی بدون دانه یا صاف که فاقد ریبوزوم است. نقش شبکه آندوپلاسمی ، ذخیره و هدایت بعضی مواد درون یاخته و شرکت در تشکیل دیواره سلولزی یاخته و ایجاد ارتباط بین یاخته‌ها است. 

دستگاه گلژی

دستگاه گلژی از واحهایی به نام تشکیل شده است. دیکتیوزومها سیستمهای غشایی ویژه‌ای هستند که از روی هم قرار گرفتن 5 تا 15 کیسه گرد و تخت با وزیکولهایی در لبه آنها تشکیل شده‌اند. هر کیسه را سیسترنا می‌نامند. دیکتیوزوم‌ها در بسته بندی پروتئین نقش دارند. 

میکروبادیها

میکروبادیها وزیکولهایی هستند که از دیکتیوزومها جدا می‌شوند و خود اندامکهای ویژه‌ای را پدید می‌آورند. اینها ذرات کروی کوچکی هستند که در پیرامون آنها فقط یک غشا وجود دارد. میکروبادیها شامل پراکسی زوم و گلی اکسی زوم هستند. 

لیزوزوم‌ها

لیزوزومها نیز از دیکتیوزوم‌ها جدا شده و خود اندامکهای ویژه‌ای را پدید می‌آورند و اندامکهایی به اندازه میتوکندریها و یا کوچکتر از آنها هستند که حاوی آنزیم‌های گوناگون می‌باشند و نقش آنها تجزیه سریع مولکولهای درشت و گوارش مواد هنگام تمایز یاخته‌ای است. 

واکوئلها

بخش اعظم فضای یاخته‌های بالغ را واکوئل اشغال می‌کند که به صورت حفره یا کیسه‌ای است که غشایی به نام تونوپلاست آن را از سیتوپلاسم جدا می‌کند. درون واکوئل را مایعی به نام شیره واکوئلی پر کرده است. واکوئلها محل ذخیره آب و مواد آلی و کانی و همچنین تجمع مواد زاید سیتوپلاسم هستند. 

میتوکندری

میتوکندریها ذرات ریزی هستند که به شکل کروی ، یا میله‌ای و یا رشته‌ای دیده می‌شوند و دارای دو غشا هستند: غشای بیرونی آنها صاف و غشای درونی به صورت چین خورده است. نقش میتوکندری ، تنفس است و ضمنا میتوکندری ، منبع انرژی می‌باشد. آنزیمهای تنفسی موجود در سطح غشای درونی آنها موجب شکستن مولکولهای گلوکز و اسیدهای آمینه و چربیها می‌شود و در نتیجه انرژی آزاد می‌گردد. 

پلاستها

پلاستها را بر اساس رنگدانه‌هایی که ذخیره می‌کنند، به سه گروه کلروپلاست ، کروموپلاست و لوکوپلاست تقسیم می‌کنند. کلروپلاستها عموما قرصی شکل بوده و به علت دارا بودن کلروفیل ، سبز رنگ هستند. این اندامک غشایی دو لایه‌ای دارد. بخش درونی کلروپلاست شامل دو سیستم لایه‌ای و ماده دربرگیرنده این دو سیستم یعنی ماده زمینه‌ای یا دانه‌دار است. سیستم لایه‌ای دو بخش دارد: بخشی که گرانومها را تشکیل می‌دهد و بخش دیگری که آنها را بهم متصل می‌کند.

بخش درونی گرانوم به صورت کیسه‌های پهن شده‌ای مرتب شده‌اند و تیلاکوئید نام دارند و محل کلروفیلها هستند. نقش کلروپلاستها فتوسنتز است. لوکوپلاستها پلاستهای بی‌رنگی هستند که در یاخته‌های بشره و دیگر بافتهای بی‌رنگ وجود دارند. بعضی نشاسته ذخیره کرده و آمیلوپلاست نام دارند. گروه سوم پلاستها ، رنگدانه‌های زرد یا قرمزی داشته و کروموپلاست نامیده می‌شوند. 

هسته

هسته از غشا و شیره هسته و دانه‌های کروماتین و یک یا دو هستک تشکیل شده است. DNA و RNA در هسته و میتوکندری و پلاست وجود دارند. هسته بزرگترین اندامک ساختار درونی یاخته‌های یوکاریوت است. اندازه نسبی هسته بر حسب سن و نوع یاخته فرق می‌کند. 

تفاوت یاخته‌های گیاهی و جانوری

برای تمایز یاخته‌های گیاهی و جانوری می‌توان تفاوتهای زیر را بررسی کرد:


  • تفاوتهای متابولیسمی
  • تفاوتهای ساختاری
  • تفاوتهای تقسیمی

نوشته شده توسط در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 10:54 | لینک ثابت |

دید کلی

چون سلول قادر است همه اعمال یک موجود زنده را بطور کامل انجام دهد، بنابراین به عنوان واحد حیات محسوب می‌گردد. ولی از آنجا که همه بافتها و ارگانهای بدن از اجتماع سلولها تشکیل شده ، بطور مرسوم سلول را واحد ساختمان بدن نامیده‌اند. ماده حیاتی تشکیل دهنده سلول را پروتوپلاسم (Protoplasm) می‌نامند که عمده قسمت آن غیر از هسته سلول ، سیتوپلاسم ، محتویات هسته (Karyoplasm) می‌باشد. پروتوپلاسم بوسیله غشایی از محیط اطراف جدا شده است که آن را غشای سلولی یا cell membrane می‌نامند. پروتوپلاسم از آب ، الکترولیتها ، املاح و ماکرومولکولهای آلی مانند پروتئینها ، پلی ساکاریدها ، لیپیدها و اسیدهای نوکلئیک تشکیل شده است که محیط و بستر مناسبی را برای فعالیتهای سلول فراهم می‌کند.

ارگانلها organelles ، ساختمانهای تخصص یافته‌ای هستند که اعمال مختلفی را هدایت می‌کنند و در داخل سیتوپلاسم پراکنده‌اند. در گذشته ، سیتوپلاسم منهای ارگانلها را محلولی بی‌شکل محسوب می‌نمودند و آنرا سیتوزول (مایع سلولی Sytosole) می‌نامیدند. استفاده از تکنیکهای پیشرفته بیانگر آن است که سیتوپلاسم سلول حاوی شبکه بسیار ظریف و پیچیده‌ای از الیاف باریک microtrabecular می‌باشد که همراه اجزای محلول آن در مجموع ماتریکس سلولی (cytomatrix) نامیده می‌شود. ساختمان و عملکرد ارگانلهای سلولی عبارتند از: 



img/daneshnameh_up/5/53/t.7.gif

غشای سلولی

غشای سلولی ساختمانی است به ضخامت 7 تا 10 نانومتر که محدوده سلول را معین کرده و به عنوان سدی انتخابی ، مبادله مواد بین سلول و محیط اطرافش را کنترل می‌کند. بنابراین اولین نشانه آسیب سلولی ، متورم شدن سلول می‌باشد که در اثر از بین رفتن قدرت انتخابی غشا و هجوم مواد به داخل سلول بوجود می‌آید. غشای ساختمانی است لیپوپروتئینی یعنی بطور عمده از لیپیدها و پروتئینها تشکیل شده ، با وجود این ، مقدار کمی کربوهیدراتها نیز در ساختمان آن شرکت دارد. 

ریبوزوم‌ها (Ribosomes)

ریبوزومها ذرات بسیار کوچک و متراکمی با ابعاد 15 تا 25 نانومترند که عمدتا از 7RNA و مقداری پروتئین ساخته شده‌اند. از نظر ساختمانی از دو زیرواحد کوچک و بزرگ تشکیل شده‌اند که هر دو زیرواحد در هستک ساخته شده‌اند و جهت شرکت در پروتئین‌سازی به سیتوپلاسم منتقل شده‌اند. 



img/daneshnameh_up/7/7f/t.10.jpg

هسته سلول

هسته ساختمانی است گرد یا بیضوی به ابعاد 5 تا 10 میکرون که همه سلولهای بدن بجز گویچه‌های قرمز حاوی هسته می‌باشند. اغلب سلولها دارای یک هسته ، برخی دارای دو هسته (سلولهای کبدی) و معدودی دارای هسته‌های متعدد می‌باشند (سلولهای عضله مخطط). شکل و موقعیت هسته در هر سلول بستگی به شکل سلول دارد. هسته همه فعالیتهای حیاتی سلول از قبیل سنتز پروتئین ، تقسیم ، تمایز و رشد سلولی را کنترل می‌کند. هسته از نظر ساختمانی از سه قسمت غشای هسته ، کروماتین و هستک تشکیل شده است. 

شبکه آندوپلاسمی

شبکه آندوپلاسمی با میکروسکوپ الکترونی به صورت وزیکولهای پهن یا لوله‌های پهن و دراز منشعب و مرتبط با هم شاهده می‌گردند. این لوله‌ها و وزیکولها شبکه بهم پیوسته و وسیعی را در داخل سیتوپلاسم بوجود می‌آورند که به دو صورت صاف (SER) و دانه‌دار (RER) دیده می‌شود. شبکه آندوپلاسمی صاف فاقد ریبوزوم در سطح خود می‌باشد و با داشتن آنزیمهای خاص وظایفی از جمله متابولیسم لیپیدها ، خنثی‌سازی سموم و ذخیره کلسیم را بر عهده دارد. شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار ، دارای ریبوزوم در سطح خود می‌باشد. بنابراین در پروتئین سازی دخالت دارد. 

دستگاه گلژی

دستگاه گلژی ، از کیسه‌ها و واکوئلهای پهن محدبی تشکیل شده که بطور موازی روی هم چیده شده‌اند. منحنی بودن کیسه‌های تشکیل دهنده دستگاه گلژی باعث می‌شود که این ارگانل از نظر شکل ظاهری دارای یک سطح محدب (cis) و یک سطح مقعر (Trans) باشد. گلژی معمولا در بالای هسته قرار دارد، ولی جایگاه آن در سلولهای مختلف ممکن است متفاوت باشد. وظیفه گلژی شرکت در پروتئین سازی با همکاری شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار می‌باشد. پروتئینهای ساخته شده در شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار ، توسط وزیکولهای حامل به دستگاه گلژی منتقل می‌گردند. چون وزیکولهای حامل به سطح محدب گلژی اتصال می‌یابند، سطح محدب گلژی را سطح سازنده نیز می‌نامند. در پروتئینهای منتقل شده به دستگاه گلژی ، تغییرات زیر به عمل می‌آید: 


  • بریده شدن قطعات اضافی از مولکولهای اولیه
  • افزوده شدن مواد قندی
  • افزوده شدن سولفات 
  • افزوده شدن فسفات 
  • تغلیظ و بسته‌بندی 
این تغییرات ضمن عبور از کیسه‌های متعدد گلژی انجام می‌گیرد و عقیده بر این است که کیسه‌های گلژی از نظر محتویات آنزیمی متفاوت‌اند. پروتئینها پس از بدست آوردن فرم نهایی خود به صورت گرانولهای محصور شده در غشا از سطح مقعر گلژی خارج می‌شوند. به همین دلیل سطح مقعر گلژی را سطح ترشحی نیز می‌نامند. 

لیزوزومها

لیزوزومها با میکروسکوپ الکترونی به صورت گرانولهای متراکمی مشاهده می‌شوند که 0.5 تا 0.05 میکرون قطر دارند و بوسیله غشا محصور شده‌اند. لیزوزومها حاوی تقریبا 50 نوع آنزیم می‌باشند که همه آنها در PH اسیدی فعالند. بنابراین لیزوزوم دستگاه گوارش سلول محسوب می‌شود و قادر به هضم مواد خارجی وارده به سلول و ارگانلهای فرسوده شده می‌باشند. 



img/daneshnameh_up/2/24/t.9.jpg

میتوکندری

میتوکندری ارگانلی است گرد یا میله‌ای که ابعاد آن 0.5 تا 1 میکرون می‌باشد. به عنوان مرکز مولد انرژی سلول می‌باشد که قادرندانرژی شیمیایی نهفته در مواد آلی مختلف را به انرژی قابل استفاده سلول یعنی آدنوزین تری فسفات (ATP) تبدیل نمایند. بنابراین هرچه مصرف انرژی سلول بیشتر باشد، اندازه میتوکندری‌ها بزرگتر و تعداد آنها بیشتر خواهد بود و برعکس. حتی در درون سلول میتوکندریها در بخشی از سلول قرار می‌گیرند که نیاز به انرژی جهت انجام فعالیت بیشتر باشد. 

میتوکندری بوسیله دو غشای بیرون و درونی محصور شده که غشای بیرونی صاف ولی غشای درونی دارای چینهای تیغه مانندی است که "کریستا" (crista) نامیده می‌شود و فضای بین دو غشا را "فضای بین غشایی" و فضای محدود شده بوسیله غشای درونی را "ماتریکس میتوکندری" می‌نامند که محتوی پروتئین ، DNA ، گرانولهای ریز و متراکمی مملو از کلسیم ، منزیم ، فسفات و ساختمانهای ریبوزوم مانند می‌باشد. 

پراکسی‌زوم

پراکسی‌زومها در گذشته میکروبادی Microbody نیز خوانده می‌شدند. ارگانلهایی هستند شبیه لیزوزومها که حاوی آنزیمهای هیدروکسی اسید اکسیداز ، O - آمینو اکسیداز و کاتالاز می‌باشند که دو آنزیم اولی در تولید پراکسید هیدروژن H202 دخیلند و آنزیم کاتالاز سبب تجزیه آن به آب و اکسیژن می‌شود. 

با توجه به فراوانی آنزیم کاتالاز در پراکسی‌زومها ، عقیده بر این است که سلولها را از اثرات سمی H2O2 حفظ می‌کنند که در سلولهای کبدی و کلیوی به تعداد فراوان یافت می‌شوند. منشا این ارگانل به عقیده بعضی ، شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار و به عقیده برخی دیگر شبکه آندوپلاسمی صاف می‌باشد. 

سانتریولها

سانتریولها به صورت دو ساختمان میله‌ای کوتاه و عمود بر هم در مجاورت هسته سلول قرار دارند و با سیتوپلاسم اطراف خود "سانتروزوم" نامیده می‌شود که قبل از تقسیم سلول همانندسازی می‌کنند و به قطبین سلول مهاجرت کرده و در دو سر دوکهای تقسیم قرار می‌گیرند. هر سانتریول ، استوانه‌ای است به قطر 0.2 میکرون و به طول 0.5 میکرون که دیواره آن از 9 سری میکروتوبول سه‌تایی تشکیل شده است. سانترویولها برای تشکیل مژه و تاژک ضروری‌اند. ارگانلهایی که تاکنون مورد بحث قرار گرفتند، همگی به‌وسیله غشا محصور شده‌اند، ولی ارگانلهایی نیز وجود دارند که فاقد غشا هستند و شامل میکروتوبولها ومیکروفیلامنتها می‌باشند. 

اجزای غیر زنده سلولی

اجزای غیرزنده سلولی ، بطور عمده شامل مواد غذایی ذخیره ‌شده ، شامل پروتئینها ، چربیها ، گلیکوژن و پیگمانها مثل ملانین و مواد زاید انباشته شده در داخل سلول می‌باشند. 

نوشته شده توسط در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 10:54 | لینک ثابت |